مادرای همدم تنهایی من

چلچراغ شب یلدایی من

رفتی و رفته زچشمان ترم

روشنایی توبینایی من

عاقبت حسرت دیدار تو شد

قسمت این دل شیدایی من

مرگ آغازرهایی تو بود

مردن سخت وتماشایی من

گرچه کوتاه ولی باتوگذشت

روزهای خوش و رویایی من

گوهرمهرتوپنهان شده است

درمیان دل دریایی من

دیده وشعرترایثارتوباد

وهمه هستی سودایی من

خاک گلبوی مزارتوشده

ساحت قدس مسیحایی من


 

نوشته شده توسط بهاره در شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 16:28 موضوع | لینک ثابت