ای گل شكسته ساقه گل پرپر
كه به یاد هجرت پرندههایی
توی یأس مبهم چشمهات میبینم
كه به فكر یك سفر به انتهایی
سر به زیر دلشكسته نازنینم
اگه سادهاست واسه تو گذشتن از من
مرثیه سر كن برای رفتن من
آخه مرگه واسه من از تو گذشتن
با تو، با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم
لحظههام پُر میشه از تو وقت غم خوردن ندارم
گل بارون زده من اگه دلتنگم و خسته
اگه كوچیدن طوفان ساقه منم شكسته
میتونم خستگیهات رو از تن پاكت بگیرم
میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
نوشته شده توسط بهاره در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 14:20 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم
که گویا قبل از هر فریادی لازم است.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
POWERED BY