

السلام علیكَ یا ابا عَبداللهِ وَ علی الاَرواح الَّتی حَلت بفنآئِكَ علیكَ مِنی سلامُ الله ابداً ما بَقیتُ وَ بقیَ اللیلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمنی لزیارتكم السلامُ علی الحسین وعلی علی بن الحیسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین(ع)
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد

نوشته شده توسط بهاره در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 13:9 موضوع | لینک ثابت
ای گل شكسته ساقه گل پرپر
كه به یاد هجرت پرندههایی
توی یأس مبهم چشمهات میبینم
كه به فكر یك سفر به انتهایی
سر به زیر دلشكسته نازنینم
اگه سادهاست واسه تو گذشتن از من
مرثیه سر كن برای رفتن من
آخه مرگه واسه من از تو گذشتن
با تو، با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم
لحظههام پُر میشه از تو وقت غم خوردن ندارم
گل بارون زده من اگه دلتنگم و خسته
اگه كوچیدن طوفان ساقه منم شكسته
میتونم خستگیهات رو از تن پاكت بگیرم
میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
نوشته شده توسط بهاره در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 14:20 موضوع | لینک ثابت
از باغ میبرند چراغانیات کنند
تا کاج جشنهای زمستانیات کنند
پوشاندهاند "صبح" تو را "ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانیات کنند
این بار میبرند که زندانیات کنند
شاید به خاک مردهای ارزانیات کنند
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه است که قربانیات کنند
نوشته شده توسط بهاره در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 9:30 موضوع | لینک ثابت

بیا ای ناجی قلبم
بی تو قلب من شکسته
این همون دل شکسته است که به انتظار نشسته
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
عاشقم،عاشقترینم
بگو که اینو میدونم
حالا که از عشقت دیوونم
بگو که با تو می مونم
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
می خوام از دست تو گهواره بسازم
سر بزارم روی دستات به سعادتم بنازم
می خوام اون چشمای دریایی رو آیینه کنم
با نگاهت توی چشمام دردمو تازه کنم.

نوشته شده توسط بهاره در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 11:59 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم
که گویا قبل از هر فریادی لازم است.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
POWERED BY