دروغ میگفت


دیگری را دوست میداشت


بارها گفتم:دوستم داری؟


گفت:آری


تا دیری خاموش بودم ولی آخر از پای شکیبها افتادم و گفتم:


تورا خواهم بخشید آیا دل به دیگری بستی؟؟


گفت:نه


فریاد زدم بگو راستش را تورا خواهم بخشید و از گفته هایت هرچند سنگین خواهم گذشت.


عاقبت با آرزوی فراوان آمد و گفت:


مرا ببخش دیگری را دوست دارم.


گفتم:حال که تو سالها به من دروغ گفتی،این بار من به تو دروغ گفتم.


تو را هرگز نخواهم بخشید.

 


 

نوشته شده توسط بهاره در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 19:51 موضوع | لینک ثابت