خاکم نکنید بذارید اونم برسه
بذارید اونو ببینم وقتی به حرفم میرسه
خاکم نکنید هنوزعشقم رو ندیدم
اینهمه آماده شدم یه کفن دورم کشیدن
تابوتِ منو بذارید اونم بگیره
حس کنم عاشقمه وقتیکه گریش میگیره
اشکای اونو کی به جای ِ من کنه پاک؟ 
خداحافظ عشقم که منو بردن زیرِ خاک
خاکم نکنید بذارین اونم ببینه
پیکرِ آشفته ی من بی رمق روی ِ زمینه
خاکم نکنید بهش بگین حالا که مردم
تو این دشتِ خشک وخالی
اونو به خدا سپردم
بعدِ رفتنِ من دوسه روز تنهاش نذارید
روی ِ سنگِ قبرم آینه وشمعدون بذارید
میبینی چی شد عشق من وتو
عاشق ِتو مرد
مادرای همدم تنهایی من
رفتی و رفته زچشمان ترم
روشنایی توبینایی من
عاقبت حسرت دیدار تو شد
قسمت این دل شیدایی من
مرگ آغازرهایی تو بود
مردن سخت وتماشایی من
گرچه کوتاه ولی باتوگذشت
روزهای خوش و رویایی من
گوهرمهرتوپنهان شده است
درمیان دل دریایی من
دیده وشعرترایثارتوباد
وهمه هستی سودایی من
خاک گلبوی مزارتوشده
ساحت قدس مسیحایی من
|
مدیون عطر یاس! |
|
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه گردنت را میشکست آنجا اگر عباس بود |

می دانی...؟
می گویند رسم زندگی چنین است!!!!!!!
می آیند...
می مانند...
عادتت می دهند...
و می روند...
و تو در خود می مانی...
و تو تنها می مانی...
راستی نگفتی؟
رسم تو نیز چنین است؟
زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟
بی پناهم خسته ام تنهام به دادم می رسی؟
گر چه آهو نیستم اماپر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه ی زهرا به دادم می رسی؟
|
بگویید که برگورم بنویسند:
زندگی را با تو وبرای تو دوست دارم.![]() |
![]() |
